تاریخ و تمدن
ساسانیان

سکه های دوره ساسانی

سکه‌های دوره ساسانی از طلا و نقره و مس و برنج و سرب و گاهی از فلزات مرکب: ‌مس و قلع و سرب بوده است. سکه‌های زرین را دینار و سیمین را درم "Drachm" و پول خورد مسین را پشیز "Unit" می‌نامیدند. سکه‌های کوچک نقره هم به نام دیوبول (نیم درم)، اوبول و دانگ (یک ششم درم)، همیوبول (یک دوازدهم درم) بوده است. سکه های نقره "یک درم" در وزن های 3.50 تا 4.20 گرم دیده شده اند. و سکه های چهار درهم سیمین با وزن حدود 13.7 گرم می باشد، از سکه‌های نقره زیاد و در نواحی مختلف ایران و افغانستان کنونی، به‌ دست آمده ولی سکه طلا نادر و کمیاب است و جهت آن نیز واضح است. زیرا طلا بیشتر برای زینت‌آلات مورد استفاده قرار گرفته و چون ارزش زیادتری دارد، در تغییر سلسله‌ها و تحولات تاریخی، بیش‌تر به یغما رفته و یا به مسکوک جدید تبدیل گردیده است. اردشیر پایه گذار سلسله ی ساسانی به ضرب  چندین نوع سکه پرداخت که بسیاری از این سکه ها خیلی خوب ضرب شده و دارای ارزش هنری نسبتا  بالایی هستند و پس از او  شاپور شیوه ی اردشیر را  در ضرب سکه ادامه داد و سکه های زیبایی به سفارش وی ضرب  نمودند. سکه های آن بر دو روش صورت شاه و پدرش پاپک به‌طور وضوح نقش شده و بر روی نوع دیگر آن شکل اردشیر از روبرو نقش گردیده و پشت آن نقش آتشدان است و روی آن " خداپرست خدایگان"و"مزدیسنا بغ" نوشته شده. خوشبختانه تقریباً همه سکه های شاهان ساسانی پیدا شده است. از سکه‌های ساسانی پاره‌ای زیاد به دست آمده و فراوان است، مانند سکه‌ی خسروپرویز که تقریباً 37 سال سلطنت کرد و چندین مرتبه سکه زد. ولی سکه‌ی پوراندخت بسیار کم‌یاب است.
تا زمان بهرام، عنوان روی سکه‌ها، ملکان ملکا، شاهان شاه، بوده ولی از آن به بعد، ملکان ملکا ایران و انیران، نوشته شده است. در بیش‌تر مسکوک‌ها، از زمان بهرام پنجم (420-438 م) به بعد، القاب پادشاه نوشته شده و پشت سکه، عموماً شکل آتشدانی است که در وسط دو نفر قرار گرفته. پشت سکه‌ی شاهان محلی فارس در زمان سلوکی‌ها و اوایل پارت‌ها نیز شکل آتشدانی بوده است.
سکه‌های شاهان ساسانی هر کدام به نقش خود آن‌ها مزین بوده است. 
عنوان خدایگان از زمان یزدگرد دوم به بعد از روی سکه‌ها برداشته شد، کلمات ملکان ملکاومن (از) هزوارش و از لغات آرامی بوده که بدان شکل نوشته می‌شد ولی تلفظ آن پهلوی بوده است.

در روی سکه‌های ساسانی، نام شهرهایی که سکه در آن‌جا زده شده با علامت اختصاری مشخص گردیده است. مثلاً: "ست" علامت شهر استخر، "بز" علامت شهر بزم قباد (شهری در میان رودان که قباد آن را بنا کرده بود)، "رام" علامت شهر رامهرمز، "اب" علامت شهر ابرکوه، "ابر" علامت شهر ابرشهر (یکی از شهرهای خراسان) "اهم" علامت شهر اهمتانا (همدان)، "مر"علامت شهر مرو، "ای" علامت شهر ایران، "فر" علامت شهر فرغانه، "شی" علامت شهر شیرجان، "از" علامت شهر زرنک، "سک" علامت شهر سکستان، "ارت" علامت شهر اردشیر خوره، "ام" علامت شهر آمل، "دا" علامت شهر داراب‌گرد و… عده شهرهایی که در آن‌ها سکه زده می‌شده تا 115 شهر نوشته‌اند.

  اکثر سکه‌های ساسانی تاریخ داردند و ابتدای سلطنت پادشاه، روی آن نوشته شده و مثلاً روی یکی از سکه‌های انوشیروان که در سال چهل و چهارم سلطنتش زده شده، نوشته "چهارچهل". عبارت سکه‌ها، تقریباً به یک مضمون و این‌طور بوده است، مزدیسن بغ … ملکان ملکان ایران و انیران "منوچیتری من یزتان" یعنی "خداپرست خدایگان …، شاهنشاه ایران و غیر ایران آسمانی از نژاد خدایان" و در سکه‌ی شاهان زن، به جای ملکان ملکان، ملکتان ملکت نوشته شده. پشت سکه‌ها، جمله‌ی "نورا … شاه" یعنی "آتش … شاه" ‌نوشته شده. آخرین سکه ساسانی از یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهی‌اش یعنی همان سالی که در مرو کشته شد، در یزد زده شده است ولی در تبرستان تا اواخر قرن دوم هجری (حدود سال 195 ق) سکه‌ی پهلوی دیده شده و به طوری که نوشته‌اند تا حدود قرن پنجم هجری همین رویه را معمول می‌داشته‌اند.
پس از فتح ایران به دست اعراب، مقدار زیادی سکه به دست اعراب افتاد که به هر یک از هزار نفر سرباز عرب، دوازده هزار درم رسید. سکه‌های ساسانی، نازک و ساده و تا حدی فاقد ظرافت و کار هنری است. مسکوکات شاهان بدوی به مراتب ظریف‌ تر از شاهان بعدی می‌باشد. سکه‌ی شاهان آخری، پهن‌تر و نازک‌تر و در زمان خسرو یکم به حد اعلای بزرگی رسیده است.مورخین ارمنی نوشته‌اند که هنگام به تخت نشستن هر شاهی، مقدار سکه‌ای که در خزانه موجود بوده، ذوب و به نقش شاه جدید، سکه زده می‌شده است.

در اوایل اسلام، همان سکه‌های ایرانی و رومی میان مسلمین رواج پیدا کرد و به تدریج که دایره‌ی شخصیت و نفوذ خود را گسترش دادند، مبادرت به ضرب سکه کردند. سکه‌های نخستین اسلام مخلوطی از طرح و نقوش ایرانی و عربی بود. به قول "مقریزی"، نخستین خلیفه‌ای که در اسلام سکه زد، عمربن خطاب در سال 18 هجری بوده است و سکه‌هایی با نقش و طرح ساسانی زد که در بعضی از آن‌ها جمله‌ی "الحمدلله محمد رسول‌الله" و در برخی "لا اله الا هو" اضافه شده و پاره‌ای، قدیم‌ترین سکه اسلامی را متعلق به سال 28 هجری دانسته‌اند. در بصره هم سکه‌هایی، به نام درهم زدند ولی رواج پیدا نکرد. در سال 61 هجری در یزد سکه هایی زده شده که دور آن به خط پهلوی این عبارت "عبدالله زبیر امیر المومنین" نوشته شده ولی همه این سکه‌ها و بسیاری دیگر از سکه‌های متداول، همان سکه‌های ساسانی یا شبیه به آن با الحاق عبارات اسلامی که گاهی آن عبارات به خط عربی و گاهی پهلوی بوده است.


تاثیرات جنگ داخلی بر ضرب سکه در شاهنشاهی ساسانی

چنین می نماید که در شاهنشاهی ساسانی نظارت مرکزی دقیقی بر ضرب سکه وجود داشته است در واقع سکه های خسرو دوم بر وجود این تشکیلات مرکزی در اواخر سده ششم واوایل سده هفتم میلادی گواهی می دهند .دگرگونی سکه ها به صورت یکنواخت انجام می گرفت و با صرفنظر از چند استثناء ، تاثیر سازمان مرکزی ضرب سکه و کارایی حکومت ساسانی رانشان می داد . یک استثناء در این مورد ، در سال های نخستین فرمانروایی خسرو دوم دیده می شود . در طی دو سال نخست سلطنت خسرو دوم ، جنگ میان او و سردارش بهرام ششم ، که توانسته بود تاج بر سر نهد ، درگرفت . خسرو دوم بناچار از کشور گریخت و به بیزانس پناه برد .بی گمان در کشور پریشانی پدیدی آمد و دو سال نخست ، سکه های مختلفی برای آن دو زده شد و حتی در یک سال در یک شهر به نام هر دو آن ها سکه زدند بهرام در سال دوم (591م) به شمال شرق ایران رانده شد واو در آنجا برای آخرین بار سکه زد. خسرو دوم پس از آن ، توانست تصویر های سکه ها را اصطلاح کند و به جای تاج کنگره دار سال اول ، تاج بالدار با عبارت جدیدی بر گزیند .  سکه های خسرو دوم و تاجی که در سال های دوم تاسی و نهم شاهنشاهی اش بر گزید، تاج بالدار و نماد ایزد بهرام بود . این گزینش ، نشانه پیروزی او بر دشمن خودبود و عبارت "hwslwb GDH bzwd" " فره خسرو افزود " تائید ی است بر این حقیقت .
 در سال دوم سلطنت خسرو دوم هنوز پریشانی وجود داشت و این  دگرگونی با موفقیت انجام نشد . ما نمی دانیم دستورات تغییر طرح سکه ها چگونه صادر شد آیا زمینه طرح را به هر یک از ضرابخانه ها می فرستادند و درآنجا از آن رو نوشت برمی داشتند ،یا این قالب ها ی آن را به هریک از شهر ها می فرستادند تا در انجا از ان استفاده کنند ؟ امکان دیگر این است که به هریک از ضرابخانه ها یک قالب ساز می فرستادند . ما درباره سکه های تقلبی شاهنشاهی ساسانی آگاهی اندکی داریم ، ولی احتمالا ً وجود داشته اند ، زیرا معلوم است که در بیزانس تقلب سکه و قوانین مربوط به مجازات چنین جرائمی وجود داشت. اگر یک قالب را به ضرابخانه های مختلف می فرستادند ، طرح سکه های یکسان می شد ، حال آن که چنین نیست این احتمال نیز وجود دارد که نه قالبی واحد ، بلکه قلبسازی واحد را به سراسر شاهنشاهی می فرستادند اما سرشت پراکنده ضرابخانه ها این نظر را نا موجه می سازد . کلاً  به نظر می رسد که دوطرح مختلف برای سال دوم وجود داشته است چرا چنین اختلافی وجود داشت ؟ اگر این کار قالبسازی معینی بود در آن صورت با دونفر یا دو گروه از قالبسازان شاهنشاهی سر کار داشتیم که بعید به نظر می رسد . بنابر این این خلاف قاعده را باید در نتیجه آشفتگی شاهنشاهی ساسانی بداینم که سازمان مرکزی ضرابخانه های برای مدتی تضعیف شد . خسرو دوم پس از شکست بهرام ششم توانست بر همه ضرابخانه های کشور سلطه یابد و پس از سال سوم به نظر می رسد که ضرب سکه یکسان شده است و میزان تاثیر تشکیلات ضرابخانه ها در سکه های سال یازدهم نیز دیده می شود . در این زمان تصاویر سکه دوباره تغییر یافت . این تغییر عبارت بود از شکستگی در حلقه درونی روی سکه با واژه "bzwd" افزود این پدیده بر روی سکه های دیده می شود و آن را باید طرحی دانست که سازمان مرکزی ضرابخانه ها تعیین کرده بود.


تجارت در امپراتوری ساسانی

تمرکزگرایی دولت ساسانی تغییرات مهمی در تجارت آن دوره ایجاد کرد، علاوه بر آن استقلال شهرهای کاروانی سوریه و بین النهرین نیز از بین رفت. عموما بازرگانی تحت حکومت ساسانیان همراه با سلسله مراتب قانونی ، به خوبی سازماندهی شده بود.در اواخر سده چهارم میلادی تهاجم بدویان به آسیای مرکزی و ایران شرقی به طور قابل ملاحظه ای مانع تجارت در شرق شد. اما با این وجود ، توسعه دیوانسالاری پایدار در هر دو امپراتوری بیزانس و ساسانی و رشد اهمیت تجارت بین آنها و همچنین تجارت با شرق دور به پیشرفت در طول دوره خسرو یکم و جانشینانش کمک کرد.در این مدت سغدیان فعال ترین بازرگانان جاده ابریشم بودند. چینی ها، میوه، شراب، آثار فلزی (به خصوص از آهن)، زره، ظروف شیشه ای و همه نوع سرگرمی های سغدی را وارد می کردند. برای مثال اسلوب و مضامین هنری ایران ساسانی با طرح طاووس نر و اسب های بالدار روبه روی هم بر جامه های کتان ظاهر شد که در آسیای مرکزی، چین و حتی ژاپن عمومیت داشت. با این وجود اشیای کمی از این نوع و با منشا» ایرانی باقی مانده است.ساسانیان برای فروش کالا از مهرهای گلی استفاده می کردند. کشف مهر ساسانی در حفریات “مانتای” در سریلانکا بازتاب روابط تجاری بازرگانان ایرانی با سرزمین های دور دست است. نشانه های گستره تجارت بین المللی ساسانیان در آفریقا نیز مشاهده شده ، سکه های یافت شده در آن جا این مساله را تصدیق می کند. همچنین سفرنامه های باقی مانده از دوره ساسانی بر پیوستگی جاده های تجاری دلالت دارد که از سوریه و جنوب بین النهرین شمالی تا محل تلاقی دجله و فرات ادامه داشت، همان راهی که در دوره پارتیان نیز مورد استفاده بود. ضمن اینکه در امتداد تمام جاده ها عوارض و تعرفه از کاروان ها وصول می شد.رومیان و پارتیان به ترتیب جای خود را به بیزانسیان و ساسانیان دادند که بر سر کنترل تجارت مزبور با هم رقابت می کردند. علی رغم جنگ های همیشگی، در امتداد راه های اصلی نمایشگاه ها و بازارهایی برپا می شد و حجم تجارت دائما در حال افزایش بود.از کتب حقوق سریانی و "ماتیکان هزار دادستان" پهلوی این گونه استنباط می شود که تجارت ساسانیان تا حد زیادی در اختیار اتحادیه ها و شرکت ها یا خانواده های بازرگانی بوده که در زمینه قوانین و مقررات حاکم بر خرید و فروش تولیدات خبره بودند. از قوانین تقسیم  دارایی و توارث که در کتاب های قانون شرح داده شده تنها اندکی از آن باقی مانده است. به نظر می رسد مالکیت عمومی کالا، زمین و خانه ها شایع تر از مالکیت خصوصی بوده است. اصطلاح "hamdyh" (شراکت) نه تنها به روابط تجاری بلکه به سایر همکاری ها راجع به ساخت کانال های آبیاری و نظیر آن اشاره می کند.در ابتدا جریان تجارت به جای داد و ستد، بر پایه نظام پولی استوار بود. سکه های نقره با عیار بالا که دولت ساسانی ضرب می کرد به عنوان پول تا واحد تورفان ترکستان نیز مورد استفاده بودند. این سکه ها همچنین در تجارت با نواحی بالای رود ولگا در روسیه و دریای سیاه نیز دارای ارزش بود. تجارت اخیر حتی در مقیاسی وسیع تر در دوره اسلامی نیز تداوم یافت. درهم نقره ساسانی مدلی برای سایر پول ها در شرق شد. درهم نقره ساسانی مدلی شد برای سایر پول هایی که در شرق، به ویژه نزد هپتالیان و یا در واحد بخارا ضرب می شد.در خلال حاکمیت طولانی ساسانیان، این سکه فقط در موارد محدودی تحت تاثیر مسائل سیاسی، کم ارزش شد; یک بار در دوره پادشاهی شاپور یکم و بار دوم وقتی که پیروز مجبور شده بود، غرامت سنگینی را به هپتالیان بپردازد.مالیات ها و بهره  بالای وام ها باعث محدودیت بازرگانان در ایران عصر ساسانی می شد. بازرگانان در این زمره طبقات بالای اجتماع قرار نداشتند. برعکس آن در آسیای مرکزی آنها از احترام بیشتری برخوردار بودند.در دوره ساسانی طبقه اعیان زمیندار در راس هرم جامعه بودند اما در مناطقی همچون بخارا و سمرقند بازرگانان بزرگ مهم ترین نفوذ را در همه امور حکومتی داشتند.

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: